وسواس

Obsessive Compulsive Disorder) ، OCD ) یک اختلال اضطرابی ( Anxiety Disorder ) است که بصورت بالقوه ای باعث ناتوانی می شود . شخصی که از اختلال وسواسی ( OCD ) رنج می برد ، در یک چارچوب فکری و رفتاری تکراری و بی معنی اسیر می شود که رهایی از آن بسیار دشوار است . شدت وسواس می تواند خفیف یا شدید باشد اما اگر شدید باشد و کنترل نشود ، عملکرد شخص را در کار ، مدرسه و حتی مکان های راحتی مانند منزل نیز نابود می کند .

برای سال ها OCD یک بیماری نادر محسوب می شد . چراکه فقط تعداد محدودی از بیماران ، بیماری خود را می پذیرفتند . این اختلال اغلب توسط پزشکان تشخیص داده نمی شد . زیرا بسیاری از بیماران از رفتارها و افکار تکراری و بی مورد خود شرمسار بودند و به همین دلیل آن را از پزشک مخفی می کردند . و این باعث می شد تعداد بیماران کم به نظر آید . اما یک بررسی در مورد شیوع OCD در اوایل سال 1980 به وسیله سازمان جهانی سلامت روانی ( NIMH ) نشان داد که بیش از 2 درصد مردم از OCD رنج می برند . این به این معناست که OCD از بیماری هایی مانند Schizophrenia وBipolar Disorder( اختلال دو قطبی ) و حتی Panic Disorders ( اختلال های وحشتزدگی ) ، شایع تر است . OCD در هر گروهی از مردمی می تواند رخ دهد و در میان زنان و مردان به یک میزان شایع است .  

البته علائم و نشانه های OCD معمولا در دوران نوجوانی و بزرگسالی خود را نشان می دهند . اما بعضی از کودکان نیز ممکن است حتی قبل از دوره دبستان به این اختلال دچار شوند . مطالعات نشان می دهد حداقل یک سوم افراد بزرگسالی که از OCD رنج می برند ، در دوران کودکی به آن دچار شده اند . رنج ناشی از OCD در مراحل کودکی می تواند باعث بروز مشکلات طاقت فرسایی برای کودک شود . این موضوع بسیار مهم است که اختلال کودک به موقع تشخیص و درمان شود .

نشانه ها :    

وسواس فکری :

تفکرات و تصورات نا خواسته و تکراری و یا چیزی را بصورت ناگهانی و مکررا خواستن ، یک ترس پارانویی و مزمن ، یک دلواپسی بی مورد از کثیف شدن یا وسواس بیش از اندازه برای انجام کارها به نحوه عالی از نشانه های وسواس فکری هستند . این افراد به عنوان مثال ممکن است با خود فکر کنند که ، این کاسه به اندازه ی کافی تمیز نیست . من باید به شستن آن ادامه بدهم یا شاید در را قفل نکرده باشم یا من می دانم که فراموش کرده ام روی نامه تمبر بچسبانم . این افکار ناخوانده هستند و باعث اضطراب و پریشانی می شوند .

وسواس عملی :

اکثر مردم در واکنش به وسواس فکریشان ، رفتار و اعمال تکراری از خود نشان می دهند . که به این رفتارها وسواس عملی می گویند . از وسواس های عملی که معمولا شایع هستند می توان به شستشو و بررسی کردن ، انجام اعمال تکراری ، انبار و ذخیره کردن ، بازآراستن و حساب کتاب کردن اشاره کرد . چیزی را در ذهن تکرار کردن ، وارسی کردن و فهرست کردن از دیگر رفتارهای شایع می باشند .

اغلب مردم وسواسی ، به یک شکل به وسواس خود نگاه می کنند . آنها بعضی اوقات می توانند تشخیص دهند که وسواسشان واقع گرایانه نیست . اما در حالت دیگر بیماران متوجه نیستند که اعمالشان از روی وسواس است و حتی ممکن است تصور کنند که کاملا حق به جانب نیز هستند .

اکثر مردم وسواسی تلاش می کنند که افکار و رفتارهای ناخواسته و از روی وسواس خود را مهار کنند و بسیاری از آنها نیز قادر به انجام این کار برای مدتی می شوند . اما بعد از گذشت مدتی ، مقاومت آنها بی فایده خواهد شد . و این زمانی اتفاق می افتد که OCD شدت می یابد . و می تواند زندگی را برای بیمار در خارج از خانه غیر ممکن سازد .

OCD سالها و حتی دهه ها ممکن است بطول انجامد . علائم هر چند وقت یک بار می توانند خفیف و شدید و یا برای مدتی از بین بروند . اما به طور کلی برای عموم مردم ، علائم مزمن هستند .

علت :

طبق باور قدیمی OCD حاصل تجاربی  در زندگی است که کمتر منطقی هستند . اما این امر که بیماران وسواسی به خوبی به داروهای تاثیر گذار روی انتقال دهنده عصبی سروتونین واکنش می دهند ، گواه این موضوع است که این اختلال پایه و اساس عصبی دارد . بنا براین OCD تنها شامل آموخته و تجارب دوران کودکی مانند تاکید بی اندازه به پاکیزگی نمی شود . تحقیقات جدید ، امروزه روی فعل و انفعالات عوامل عصبی تمرکز دارد . البته نقش تاثیرات محیط بر فرد نیز غیر قابل انکار است .

OCD ممکن است با افسردگی ، اختلال در اشتها و عادات غذایی ، مصرف مواد مخدر و الکل ، اختلال شخصیتی ، اختلال کمبود توجه و یا دیگر اختلال های اضطرابی همراه شود . آشفتگی در زندگی مشترک می تواند OCD را هم در تشخیص و هم در درمان دشوار سازد .

نشانه های این بیماری با بعضی از اختلال های عصبی هم خوانی دارد . OCD در مردمی که به یک نوع اختلال عصبی که باعث تیک در صورت و دیگر اندام های بدن می شود بیشتر شایع است . فرضیه ای وجود دارد که به ارتباط ژنتیکی میان OCD و تیک های عصبی اشاره دارد ( تیک ، Tic ، انقباض غیر عادی عضلات  ).

از دیگر بیماری هایی که ممکن است با OCD همراه شوند می توان به وسواس مو کنی ( میل شدید به کندن یا کشیدن موهای سر ، ابرو و مژه و دیگر موهای بدن ) ، Body Dysmorphic Disorder ( یک اختلال روانی که به موجب آن بیمار بیش از اندازه به ظاهر و نقص های ظاهری خود اهمیت می دهد ) و Hypochondriasis  ( خود بیمارانگاری ، اضطراب و اندیشه بیهودی راجع به سلامتی خود ) اشاره کرد . این موضوع ناشناخته است که چگونه OCD با بیماری های فوق در ارتباط است .

درمان :

مطالعات بالینی تحت نظر NIMH و دیگر دانشمندان مربوط به این سازمان نشان می دهد که دارو درمانی و رفتار درمانی هر دو می توانند موثر باشند . یک بیمار ممکن است رفتار درمانی برایش مناسب باشد و برای بیماری دیگر ممکن است دارو درمانی موثر باشد و در بعضی موارد ترکیبی از هر دو نوع درمان مفید واقع می شود . در حالتی دیگر ممکن است درمان با دارو شروع شود و پس از مهار علائم ، رفتار درمانی را جایگزین کنند .

دارو درمانی :

تحقیقات و آزمایش های سال های اخیر نشان داده که داروهایی که کنترل کننده سروتونین ( یک انتقال دهنده عصبی ) هستند بطور قابل توجهی علائم OCD را کاهش می دهند . داروهای سه حلقه ای مانند Clomipramine و داروهای گروه SSIRs که عمده ترین آنها Flouxetine ، Fluvoxamine و Paroxetine هستند ، برای درمان OCD استفاده می شوند .

مطالعات گسترده نشان می دهد که سه چهارم بیمارانی که با دارو درمان می شوند نتیجه گرفته اند . حتی اگر تاثیرات ناچیز باشند . و در بیش از نیمی از بیماران علائم OCD بطور گسترده ای مهار یا کاهش یافته است . معمولا برای بهبودی حداقل به سه هفته و یا بیشتر زمان نیاز است . اگر یک بیمار به یک دارو به خوبی واگنش نشان نداد و یا اگر عوارض جانبی غیر قابل قبولی در بیمار ظاهر شد ، داروی دیگری تجویز می کنند . برای دیگر بیماران ممکن است از ترکیب چند دارو استفاده شود . دارو درمانی برای کنترل علائم موثر است اما اگر مصرف داروها قطع شود .، علائم دوباره ظهور پیدا می کنند .

رفتار درمانی :

در درمان سنتی هدف در کمک کردن به بیمار ، بالا بردن سطح معلومات و درک از مشکلات بیمار است که عموما برای درمان OCD موثر نیست . به هر حال یک نوع رفتار درمانی که Exposure and Response Prevention نامیده می شود برای درمان OCD موثر است . در این روش بیمار عمدا با موضوع ها و ایده های ترس آفرین مواجه می شود . در هر دفعه بیمار به شدت تشویق می شود که در برابر وسواس خود ایستادگی کند . برای مثال یک بیمار که نسبت به پاکیزگی وسواس دارد ، مجبورش می کنند که به یک شئ آلوده دست بزند و سپس برای چندین ساعت به بیمار اجازه شستن دست هایش را نمی دهند . بیمار تا زمانی که اضطراب ناشی از کثیفی دستانش کاهش نیافته اجازه شستن آنها را ندارد . پروسه ی این نوع درمان تدریجی است . اکثر بیماران رفته رفته از افکار وسواسی خود کمتر دچار استرس می شوند و قادر خواهند شد در برابر وسواس خود مقاومت کنند

 

 

اختلال فشار روانی پس آسیبی

Post Traumatic Stress Disorder ( اختلال فشار روانی پس آسیبی ) یک Anxiety Disorder محسوب می شود . که ممکن است پس از یک حادثه وحشتناک و یا آسیب شدید بدنی رخ دهد . از جمله حوادث آسیب زا که میتواند باعث بروز PTSD شود می توان به مورد حمله قرار گرفتن توسط دیگران ، بلاهای طبیعی و غیر طبیعی ، تصادف ها و درگیری های نظامی اشاره کرد.

کسانی که در ارتش خدمت کرده اند ، کسانی که در عملیات نجات مانند حمله تروریستی 2001 به نیویورک و واشینگتون شرکت کرده اند ، نجات یافتگان عملیات تروریستی مانند بمباران اکلاهما (  Oklahoma ، ایالتی در جنوب مرکزی آمریکا ) ، نجات یافتگان تصادفات ، کسانی که مورد تجاوزات جنسی و جسمی و دیگر جنایات قرار گرفته اند ، کسانی که به زور و به علت مشکلات از کشور خود مهاجرت می کنند ، باقی ماندگان زمین لرزه ، طوفان و شاهدان این حوادث و قبیل آن ، مستعد دچار شدن به PTSD هستند . همچنین خانواده های قربانی نیز می توانند مانند خود آنها به PTSD دچار شوند .

PTSD درهر سنی ممکن است رخ دهد و در خانم ها شایع تر است . همچنین ممکن است به صورت سلسله وار در خانواده منتشر شود . PTSD می تواند با افسردگی ، روی آوردن به مصرف مواد مخدر و الکل و اختلال اضطرابی همراه باشد .

تقریبا 30 درصد بازماندگان جنگ ویتنام به این مشکل دچار شدند . همچنین 8 درصد بازماندگان جنگ خلیج از آن رنج می برند ( حمله 1991 ارتش آمریکا و انگلیس به عراق برای پاسخ گویی تجاوز عراق به کویت و جنگ 2003 که در آن نیروهای آمریکا و انگلیس به عراق برای خلع صلاح کردن صدام را ، جنگ خلیج می گویند ) .

نشانه ها :

بسیاری از مردمی که از PTSD رنج می برند مستعدند تا دوباره در معرض حوادث قرار گیرند. و این باعث می شود بیماری بهبود نیابد . مخصوصا زمانی که اتفاقات دردناک هر سال یا بصورت دوره ای یاد آوری  می شوند مانند مراسم سوگواری که سالگرد آن تکرار می شود . و این می تواند باعث دامن زدن به بیماری شود . PTSD زمانی تشخیص داده می شوند که علائم بیشتر از یک ماه خود را نشان دهند .

علائمی که با تکرار شد ن حوادث تلخ بروز می کنند :

1- داشتن خاطرات بد درمورد اتفاق

2- احساس اینکه حادثه بار دیگر از دوباره رخ داده است

3- داشتن احساسات بسیار برانگیخته زمانی که حادثه یاد آوری می شود

4- بروز علائم شدید فیزیکی زمانی که حادثه یاد آوری می شود مانند تپش قلب ، تعرق ، تنگی نفس ،

احساس ضعف و از دست دادن کنترل .

علائمی که به علت پرهیز از به یاد آوری حادثه بروز می دهد :

1- اجتناب از فکر کردن و سخن گفتن و یا شنیدن در مورد حادثه

2- دوری کردن از مردم یا فعالیت ها و مکان هایی که یاد آور حادثه اند .

3- مشکل داشتن در یاد آوری دلایل اصلی حادثه

علائمی که بعد از حادثه رخ می دهد :

1- از دست دادن علاقه نسبت به چیزهایی که قبلا مهم بودند

2- احساس دوری و بی تفاوتی نسبت به دیگران

3- از دست دادن احساسات . در این حالت دوست داشتن و عشق ورزیدن نسبت به دیگران بسیار نا ممکن می شود . حتی نسبت به کسانی که به فرد نزدیکند

4- مشکل در به خواب فرو رفتن و خواب ماندن

5- عدم تمرکز

6- احساس اینکه زندگی کوتاه است و دلیلی برای هدفمند بودن وجود ندارد

7- وحشت زدگی های مکرر

8- همیشه مراقب بودن

پیامدهای روانی و فیزیکی :

1- نارحتی معده و اختلال در اشتها

2- ناراحتی روده

3- مشکلات مربوط به Gynecology ( شاخه ای از پزشکی که بیماریها و سلامتی سیستم جنسی خانمها را مورد بررسی قرار می دهد )

4- تغییر وزن

5- دردهای مزمن ( درد گردن ، لگن و کمر در خانمها )

6- مشکل در خوابیدن و خواب ماندن

7- سردرد

8- تحریک های پوستی مانند جوش زدن ، دانه زدن یا خارش پوست

9- کج خلقی و تند خویی

10- کابوس دیدن

11- افسردگی

12- کمبود انرژی و خستگی مزمن

13- اعتیاد به الکل و مواد مخدر

14- اضطراب

15- Panic Attack

علت :

افرادی که در زمان کودکی مورد سوء استفاده قرار گرفته اند و یا دیگر مشکلات آسیب زا را تجربه کرده اند بیشتر در معرض PTSD قرار می گیرند .

مطالعات روی حیوانات و انسان نشان می دهد که مغز در ایجاد استرس نقش دارد . و این موضوع برای شناخت Anxiety Disorder ها مانند PTSD مهم است . ترس یک احساس است که به میزان خطر و طی یک فرایند اتوماتیک در بدن ایجاد می شود . در واقع ترس یک واکنش است که به وسیله یک ساختار کوچک در مغز به نام Amygdala ( لوزه یا بادامه ) بوجود می آید . بادامه یک ساختار پیچده در مغز است و تحقیقات به این موضوع اشاره دارند که اختلال فشار روانی پس از یک حادثه آسیب زا (PTSD ) شاید به علت فعالیت ناهنجار بادامه باشد .

اگر ترس حالت شرطی پیدا کند ، تغییر آن بسیار دشوار خواهد بود . گذرگاه های عصبی از بادامه به هیپوکامپوس ( یک ناحیه در مغز ) و نواحی پوستی مانند پیشانی ، بازدارندگی خود را تا از بین رفتن آن حفظ می کنند . اما هنگامی که شخص در شرایط بی پناهی ( Re-exposed ) قرار بگیرد ، ترس سریعا دوباره ظاهر میشود . به نظر می رسد که افزایش عوامل استرس زا بر روی محرک های ترس و شیوه های بازدارنده ترس تاثیر می گذارد. افزایش توانایی مهار ترس موجب کاهش اثرات آن می شود و بالا رفتن میزان استرس سبب کاهش این توانایی می شود . بنا براین ترسی که ناشی از قرار گرفتن در معرض عوامل آسیب زا است نشانگر ناتوانی در اثر بازدارندگی بخشهایی از هیپوکامپوس می باشد . و این موضوع گواه این مطلب است که رویدادهای آسیب زا در حافظه ی بیمار فاقد انسجام و یک پارچگی زمانی است . به علاوه شدید شدن حساسیت قرار گرفتن در معرض عوامل آسیب زا در بیماران PTSD موجب افزایش ترس در برابر محرک هایی می شود که عملا خطرناک و ترس زا نیستند .

 با مطالعات بر روی بیماران PTSD بوسیله MRI ، حجم هیپوکامپوس هنگامی که مغز درگیر یادگیری و به خاطر سپاری است اندازه گیری شده است . بیمارانی که در جنگ و فعالیت های نظامی به PTSD دچار شدند ، میزان 8 درصد کاهش در سمت راست هیپوکامپوس را نشان می دهند . و یک کاهش 12 درصدی در سمت چپ هیپوکامپوس بیمارانی که در کودکی مورد تجاوز قرار گرفته اند دیده می شود .

مردم با PTSD دارای یک نا هنجاری در ترشح هرمون کلیدی که در واکنش به استرس ترشح می شوند ، هستند . یک فرد که در وضعیت خطرناک قرار دارد به طور طبیعی مقداری هرمون تسکین بخش ترشح می کند . که این باعث می شود فرد موقتا دردهای خود را حس نکند . دانشمندان پی برده اند که بیماران PTSD حتی بعد از خارج شدن از موقعیت خطرناک همچنان هرمون تسکین بخش را به میزان زیادی ترشح می کنند . و این موجب کاهش احساسات و آمادگی جسمی و روانی فرد می شود .

بعضی مطالعات نشان داده اند که کرتیزول ( یک هرمون ) در PTSD کمتر از میزان نرمال خود است و آدرنالین و نوراپی نفرین بیشتر از حد معمول هستند . نوراپی نفرین یک انتقال دهنده عصبی است که در مدتی که استرس به فرد وارد می شود ، رها می شود و یکی از عملکردهای آن فعال کردن هیپوکامپوس است . این نا متعدلی ها زمانی در بیماران PTSD بوجود می آید که مغز در حال سازمان دهی و ذخیره اطلاعات در حافظه بلند مدت است .

این نوع رفتار نوراپی نفرین توجیح می کند که چرا مردم حوادث مهیج را بهتر به خاطر می آورند . تحت استرس شدید ، نوراپی نفرین روی هیپوکامپوس اثر می گذارد و این باعث می شود که اتفاقات به صورت خاطرات قدرتمند و به یاد ماندنی در حافظه ثبت شود.

درمان :

درمان PTSD در ابتدا با یک ارزیابی و تجزیه تحلیل دقیق از شرح حال بیمار شروع می شود . و پیشرفت درمان نیاز به طراحی و برنامه ریزی خاص برای هر بیمار دارد . درمان ویژه PTSD تنها زمانی شروع می شود که شخص بازمانده سالم از شرایط بحرانی خارج شده باشد . در اینجا به چند نمونه از راه های درمان اشاره می کنیم :

·  آموزش به بیمار و خانواده اش در مورد اینکه PTSD چگونه رخ می دهد ، چه تاثیری روی بیمار و اطرافیانش می گذارد و دیگر مشکلات ناشی از PTSD . دانستن اینکه PTSD از لحاظ پزشکی جزء اختلال های اضطرابی (Anxiety Disorders ) محسوب می شود برای ادامه درمان امری ضروریست .

·  نمایش دادن اتفاقات از راه تصویر سازی ذهنی و تجسم به بیمار این امکان را می دهد که رویدادها را در یک شرایط سالم و امن دوباره تجربه کند و بر آن مسلط شود

·  اصلاح احساساتی مانند شرمساری ، خشم و گناه که در میان بازماندگان حوادث آسیب زا عمومی هستند .

·  آموزش بازماندگان برای مسلط شدن به خاطرات و واکنش ها و احساس هایی که ناشی از حوادث آسیب زا هستند بدون اینکه دستپاچه شوند . خاطرات حوادث آسیب زا معمولا بطور کامل درمان نمی شوند اما مهارت های کنار آمدن با آنها می تواند آنها را کنترل پذیر کند .

دارو درمانی :

بعضی داروهای ضد افسردگی جدید که SSRIs نامیده می شوند و بر روی سروتونین ( یک هورمون ضروری و یک انتقال دهنده عصبی ) اثر می گذارند یرای درمان PTSD استفاده می شوند . SSRI ها عوارض جانبی کمتری نسبت به داروهای ضد افسردگی قدیم دارند . با این حال بعضی بیمارانی که از داروهای SSRIs استفاده کردند به حالت تهوع خفیف و یا نوعی وحشت زدگی اشاره کرده اند که این عوارض با گذشت زمان از بین میروند . همچنین مشکلات جنسی یکی دیگر از عوارض جانبی این داروهاست . تغییر دوز یا تعویض دارو این مشکل را نیز از بین میبرد . در میان گذاشتن بروز عوارض جانبی با پزشک معالج بسیار مهم است .

Fluoxetine ، Sertraline ، Fluvoxamine ، Paroxetine و Citalopram از جمله داروهای SSRIs هستند که برای درمان PTSD تجویز میشوند . این داروها با دوز پایین تجویز می شوند و سپس رفته رفته تا آنجا که لازم باشد دوز را افزایش می دهند .

داروهای سه حلقه ای ( Tricyclics ) با دوز پایین تجویز می شوند و کم کم دوز را بالا می برند . این داروها دارای وسعت بیشتری از SSRI ها هستند و معمولا بیشتر برای اختلال های اضطرابی ( Anxiety Disorders ) استفاده می شوند . داروهای سه حاقه ای مانند SSRI ها تاثیر گذار و بهبود بخش هستند اما بسیاری از بیماران و پزشکان داروهای جدید را ترجیح می دهند . چراکه داروهای سه حلقه ای  معمولا با عوارض جانبی مانند سرگیجه ، خشکی دهان ، خواب آلودگی و افزایش وزن همراه هستند .

روان درمانی :

CBT نوعی روان درمانی است که روی عوض کردن احساسات ، تفکر و رفتار بیمار کار می کند . Exposure therapy یکی از فرم های CBT  است که به صورت مجزا برای هر بیمار مفید است . در بعضی حالات خاطرات تلخ از یک حادثه آسیب زا می تواند یک جا و همه با هم کنترول و مهار شوند . و در دیگر حالات ، ترجیحا این عمل بصورت تدریجی انجام می شود .

همراه با Exposure درمانی ، درمان CBT شامل آموزش مهارت های دیگر نیز می شود . تا بیمار به اضطراب خود مسلط شود . مهارت هایی مانند تکنیک های تنفسی یا بیوفید بک ( مهارتی که شخص می تواند عمل کرد غیر ارادی خود را کنترل کند ) ، مهار افکار منفی ، کنترول خشم ، مقاومت در برابر استرس ،  مهار پیامدهای علائم آسیب زا مانند روی آوردن به مواد مخدر و الکل و بادگیری مهارت های اجتماعی .

Eye Movement Desensitization and Reprocessing  ( EMDR ) یک درمان نسبتا جدید است که شامل Exposure درمانی و CBT  می شود . که با تکنیک هایی که موجب دگرگونی حواس می شوند آمیخته شده است .شواهد نشان می دهند که EMDR برای درمان PTSD موثر است .  

Panic Attack

Panic Attack یک حادثه ناگهانی ست که در آن ترس شدید سراسر وجود فرد را فرا میگیرد . این حملات بدون دلیل هستند و با واکنش های شدید بدنی همراهند . Panic Attack میتواند بسیار وحشتناک باشد . زمانی که این حملات رخ می دهند شما کنترل خود را از دست می دهید و شاید فکر کنید دچار حمله قلبی شده اید و حتی شاید گمان کنید در حال مرگ هستید .

هر کسی در طول زندگی چند بار این حالات را تجربه کرده اما اگر این حملات بارها تکرار شوند می توان گفت فرد دارای Panic Attack است . نوعی مزمن در اختلال در اضطراب . Panic Attack در قدیم به عنوان استرس شناخته میشد اما امروزه یک عارضه مستقل محسوب می شود .

علائم :

Panic Attack می تواند باعث تنگی نفس شود . سرگیجه ، حالت تهوع و سرخ شدن از دیگر علائم آن است . از آنجایی که این علائم میتواند شبیه واکنش های طبیعی بدن به خطرات باشد ، تشخیص صحیح  این بیماری و درمان آن اهمیت زیادی دارد . در اینجا به بعضی از علائم در هنگام وقوع حمله اشاره می کنیم :

1- افزایش ضربان قلب

2- تنگی نفس

3- عرق کردن

4- نفس نفس زذن

5- لرزش

6- وحشت کردن

7- گرم شدن به طور ناگهانی و بسیار سریع

8- تهوع و استرس

9- انقباط در ناحیه شکم

10- درد سینه

11- سر درد

12- سرگیجه

13- ضعف و سستی

14- سنگینی زبان و گرفتگی نای

15- شنیدن صداهای عذاب آور و صوت کشیدن گوش

16- احساس مرگ قریب الوقوع

این علائم بصورت کاملا ناگهانی و سریع رخ می دهند . و معمولا تا 10 دقیقه در اوج شدت خود هستند و بعد از نیم ساعت از بین می روند یکی از بدترین مسائل در Panic Attack ترس از حملات بعدی است . این بیماری می تواند زندگی را مختل کند .

حملات بدون هیچ هشدار قبلی و در هر زمان و موقعیتی می ند رخ دهد . و چون شخص از این حملات می ترسد در نتیجه از موقعیت ها دوری می کند و شاید به فرد منزوی تبدیل شود چراکه هیچ جایی احساس امنیت نمی کند .

البته باید دانست که این حملات هرگز به کسی آسیب نرسانده . اگرچه آنها ترسناک و ناگوار هستند اما بی خطرند . تمام افرادی که از حملات خود صحبت میکنند از هیچ  آسیب جسمی سخن نمی گویند با ابنکه هزاران بار آن را تجربه کرده اند .

 

علت :

علت Panic Attack نا شناخته است اما استرس و عوامل ژنتیکی و تغییر در عملکرد مغز می تواند در بوجود آمدن آن دخیل باشد . البته بعضی از محققان بر این باورند که واکنش طبیعی بدن به خطرات در این موضوع نقش دارد . برای مثال اگر یک خرس خاکستری به شما نزدیک شود بدن شما به طور غریزی واکنش نشان می دهد ، قلب شما تند تر می تپد و تنفس سریع تر میشود و این به این دلیل است که بدن خود را برای خطر پیش آمده آماده کند . اما این موضوع ناشناخته است که چرا این واکنش ها در Panic Attack بدون اینکه خطری وجود داشته باشد رخ می دهد .

عوامل تشدید کننده ی این حملات :

این بیماری معمولا در دوران جوانی یا در سنین 30 تا 40 سالگی خود را نشان می دهد . و در زنان بیشتر از مردان است . عواملی که باعث افزایش این حملات می شوند عبارتند از :

1- سابقه ی این حملات در خانواده

2-  استرس بالا

3- مرگ یا مبتلا شدن کسی که دوستش دارید به یک بیماری جدی

4- تغییرات بزرگ در زندگی

5- داشتن مشکل در کودکی

6-  تحمل یک حادثه تلخ مانند تصادف یا تجاوز

 

داروها :

SSRIs: این داروها جزء داروهای ضد افسردگی هستند و کنترل کننده ی Serotonin (سروتونین) هستند . بی خطر بودن و نداشتن عوارض جانبی خاص این داروها ، آنها را به اولین گزینه برای درمان تبدیل کرده است . بعضی از این داروها عبارتنداز :

1- Citalopram

2-Escitalopram

3- Fluoxetine

4- Paroxetine

5- Sertraline

SNRIs:این داروها ضد افسردگی هستند و کنترل کننده ی سروتونین و نوراپی نفرین هستند . از جمله این داروها Duloxetine و Venlafaxine  هستند .

Benzodiazpines: این داروها مسکن و آرام بخش ملایم هستند . آنها روی سیستم مرکزی اعصاب تاثیر می گذارند . این داروها اعتیاد آورند مخصوصا اگر برای مدت طولانی یا با دوز بالا مصرف شوند . این دارو ها شامل:

1- Alprazolam

2- Clonazepam

3- Lorazepam

MAOIs: این داروها ضد افسردگی هستند و کنترل کننده ی Monoamine Oxidase  می باشند . عوارض جانبی این داروها می تواند برای جان فرد زیان بار باشد و از آنجا که به رژیم غذایی خاصی نیازمند هستند معمولا تجویز نمی شوند . بعضی از این داروها عبارت اند از :

1- Phenelzine

2- Tranylcypromine

3- Isocarboxazid

4- Selegiline

 

روان درمانی :

روان درمانی که مشاوره  نیز کفته می شود به شما کمک میکند بدانید چگونه باید به حملات غلبه کنید . روش اصلی روان درمانی ، رفتار شناسی است (CBT) . رفتار درمانی به شما کمک خواهد کرد تا الگوی فکری خود را عوض کنید و بر ترس خود غلبه کنید . همچنین می تواند به شما در کنترل واکنش خود در موقعیت های تنش زا و ترسناک  کمک کند .

چند توصیه برای سرعت بخشیدن به روند بهبودی :

1- عضویت در گروه های حمایتی

2- دوری از کافئین ، الکل و مواد مخدر

3- تمرین های کنترل استرس و استفاده از تکنیکهای آرام بخش

4- بالا بردن فعالیت های بدنی و ورزش هوازی

5-خواب کافی