اختلال های خورد و  خوراک

تعریف :

Eating Disorders ( اختلال های خورد و خوراک ) اختلال شدید در عادت های غذایی است . مثلا بی میلی شدید نسبت به غذا خوردن و یا پر خوری بیش از حد . این رفتارها باعث می شود که شخص بیمار در مورد سلامتی و تناسب اندام خود احساس ناراحتی و آشفتگی کند .

اختلال خورد و خوارک در ابتدا ممکن است فقط شامل تغییرات جزعی در میزان هر وعده ی غذایی باشد . اما کم کم به جایی می رسد که شخص دیگر قادر به کنترول پر خوری یا کم خوری خود نیست . اختلال های خورد و خوراک بسیار پیچیده هستند و با وجود تحقیقات بسیار برای شناخت کامل از آنها ، رفتارهای بیولوژیکی و عوامل اجتماعی این بیماری هنوز کاملا شناخته شده نیست . این بیماری اغلب در جوانان و در اوایل بزرگسالی خود را نشان می دهد اما در کودکان و افراد میان سال و مسن نیز دیده می شود .

اختلال های خورد و خوراک فقط یک بی اراده گی ساده در اشتها نیستند ، بلکه بیماری های قابل درمانی هستند که در آن ناهنجاری های غذایی زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهند . حالت های اصلی اختلال های خورد و خوراک Anorexia Nervosa ( بی اشتهایی عصبی ) ، Bulimia Nervosa ( پر خوری عصبی ) هستند . فردی که از بی اشتهایی عصبی رنج می برد ، گرسنگی می کشد تا لاغر بماند . در این حالت فرد شدیدا از وزنش کاسته می شود . یک برآورد نشان می دهد که 3.7 تا 5 درصد خانم ها دچار این مشکل هستند .

پر خوری عصبی باعث افراط بیش از اندازه در غذا خوردن می شود به طوری که شخص از شدت پر خوری استفراغ می کند. یک ارزیابی نشان می دهد که 1.1 تا 4.2 درصد خانم ها از این اختلال رنج می برند .

حالت سوم این اختلال Binge Eating ، افراط بیش از حد در غذا خوردن است . به طوری که فرد در طول روز بارها مجبور به خوردن غذا می شود . این بیماری در افراد موجب شرمندگی آنها می شود چرا که بسیار چاق می شوند و قادر به کنترول اشتهای خود نیستند .

Eating Disorders در بسیاری از موارد با دیگر بیماری های روانی مانند افسردگی ، مصرف مواد مخدر ، Anxiety Disorders ( شامل Panic Disorders ، OCD ، PTSD  و ... ) همراه می شود . به علاوه مردمی که از اختلال های غذایی رنج می برند مستعد گرفتار شدن به دامنه ی وسیعی از بیماری های جسمی مانند نارسایی های قلبی و کلیوی که می توانند باعث مرگ شوند ، قرار می گیرند .

Eating Disorder در خانم ها شایع تر از آقایان است . از بین بیماران مبتلا به Anorexia و یا Bulimia فقط 5 تا 15 درصد آنان مرد هستند . و در بین مبتلایان به Binge Eating ، 35 درصد را آقایان تشکیل می دهند .

نشانه ها :

افرادی که به Anorexia nervosa دچار هستند ، لاغر و بی تفاوت به سلامتی خود می باشند . ترس از بد شکلی اندام و افزایش وزن و تغییرات ناهنجار در عادات غذایی از نشانه های این اختلال هستند . بعضی از مردمی که به بی اشتهایی عصبی دچارند به وسیله ی رژیم سخت و طاقت فرسا وزن کم می کنند و بعضی دیگر برای کاهش وزن دست به اعمال عجیبی مانند تحریک کردن خود برای استراغ و یا استفاده ی نابجا از داروهای ضد یبوست و داروهای ادرار آور ، دست می زنند . از دیگر علائم می توان به موارد زیر اشاره کرد :

1- لاغر شدن بیش از حد

2- رژیم پیوسته

3- ترس از افزایش وزن و یا چاق شدن حتی اگر لاغر باشند

4- خود سنجی نا بجا در مورد وزن و تناسب اندام

5- تمایل به تنها غذا خوردن

6- ورزش کردن به صورت افراطی

7- شکننده شدن موها و ناخن ها

8- افسردگی

9- کم شدن دوران قاعدگی و قطع شدن کامل آن در دختران و خانم ها

10- نازک شدن موهای بدن

11- کم خونی و ضعف عضلانی

12 – یبوست شدید

13 – فشار خون پایین ، تنفس آرام و کندی نبض

14 – افت دمای درونی بدن که باعث می شود فرد همواره احساس سرما کند

15 – خواب آلودگی و کسالت

علائم Bulimia Nervosa :

1- افراط پی در پی در غذا خوردن

2- تخلیه کردن شکم به وسیله رژیم سخت ، روزه گرفتن ، ورزش کردن و یا استفراغ

3- استفاده ی نابجا از داروهای ضد یبوست و ادرار آور

4- حمام کردن پس از غذا خوردن

5- قرمز شدن انگشت ها

6- ورم کردن گونه ها و فک

7- قضاوت نا درست در مورد وزن و تناسب اندام

8- افسردگی و تغییر حالت

9- قاعدگی نا منظم

10– مشکلات دندان مانند فاسد شدن دندان ها

11- نفخ و سوزش معده

12- مشکلات روده ای به علت استفاده از داروهای ضد یبوست

13- مشکلات کلیوی به علت استفاده از داروهای ادرار آور

14- کاهش شدید آب بدن به علت اسهال

علائم Binge Eating :

در این اختلال فرد مبتلا کنترول خود را در غذا نخوردن از دست می دهد و بر خلاف Bulimia ، این اختلال با ورزش کردن ، روزه گرفتن و تخلیه ی معده از راه های گوناگون همراه نمی شود بنابراین اکثر این افراد دچار چاقی بیش از حد می شوند . مشخصات این اختلال عبارتند از :

1- سریع غذا خوردن

2- غذا خوردن تا جایی که فرد احساس ناراحتی کند

3- غذا خوردن به مقدار زیاد وقتی که فرد گرسنه نیست

4- تنها غذا خوردن

5- اضطراب و پریشانی از پرخوری

علت ها :

محققان هنوز به دلایل اساسی و طبیعی که باعث بروز اختلال خورد و خوراک می شوند پی نبرند . بر خلاف اختلال های عصبی که می توان آنها را دقیقا به نقص در یک نقطه ی مشخص در مغز نسبت داد ، اختلال خورد و خوراک مربوط به ناهنجاری در سراسر سیستم مغزی است . با این شناخت که اختلال های روانی ناشی از اختلال های مغزی هستند ، اغلب محققان از وسایل پیشرفته برای تحقیق به روی عملکرد سیستم عصبی و روش های جدید روانشناسی برای فهم بهتر اختلال های خورد و خوراک استفاده می کنند . همچنین این اختلال ها به صورت ارثی در خانواده ها دیده می شود بنا براین تحقیقات روی عوامل ژنتیکی نیز انجام می شود .

عوامل دیگری مانند عوامل روانی ، عوامل میان فردی و اجتماعی می توانند در بروز این اختلال نقش داشته باشند .

بعضی از عوامل روانی مانند کمبود غزت نفس ، احساس ناتوانی در کنترول زندگی ، افسردگی ، اضطراب ، خشم و تنهایی می توانند یه اختلال خوردوخوراک دامن زنند .

عوامل میان فردی مانند مشکلات خانوادگی و مشکل برقراری ارتباط ، ناتوانی در بروز احساسات و عواطف ، داشتن خاطرات بد مانند تمسخر شدن به خاطر چاقی یا لاغری و یا خاطراتی مانند مورد سوء استفاده قرار گرفتن جنسی و جسمی و همچنین عوامل اجتماعی مانند فشارهای فرهنگی مثلا با ارزش دانستن لاغری یا تناسب اندام می تواند باعث بروز اختلال های خورد و خوراک شوند .

درمان :

اختلال های خورد و خوراک قابل درمان هستند . و می توان وزن فرد مریض را به حالت مناسب باز گرداند . هر چه زودتر این اختلال ها تشخیص داده و درمان شوند ، نتیجه ی بهتری حاصل می شود . به علت پیچیدگی این اختلال ها ، درمان آنها نیاز به یک برنامه وسیع و همه جانبه دارد .

درمان Anorexia شامل برنامه ی خاص است که از سه مرحله تشکیل می شود : ابتدا باز گرداندن بیمار به وزن مناسب است . این کار معمولا با رژیم غذایی انجام می شود . سپس درمان آشفتگی های روانی مانند تصور غلط داشتن از وضعیت اندام فرد و یا کمبود غزت نفس و درمان مسائل میان فردی است و در آخر کاهش و قطع رفتار و افکاری که باعث این اختلال می شوند و جلوگیری از بازگشت بیماری .

بعضی از محققان به استفاده از داروهای ضد افسردگی و ضد روان پریشی و داروهای ثابت نگه دارنده ی حالت برای مهار اضطراب و تغییر حالت بیماران بی اشتها اشاره کرده اند . بررسی های اخیر نشان می دهند که داروهای ضد افسردگی در جلو گیری از بیماری Anorexia و بازگشت آن بی تاثیر است .

در مجموع استفاده از داروها و موثر بودن آنها برای غلبه به Anorexia در هاله ای از ابهام قرار دارد اما تحقیقات همچنان ادامه دارند .

پیامدهای Anorexia در افراد مختلف ، متفاوت است . در بعضی ها پس از یک دوره بی اشتهایی کاملا بهبود می یابند . و بعضی دیگر از افراد مرتبا به وزن طبیعی باز می گردنند و سپس دوباره دچاره بی اشتهایی می شوند . و در حالت مزمن این بیماری ، بیمار همواره بدتر می شود . میزان مرگ و میر به علت Anorexia حدود 0.56 درصد در سال است . اغلب این مرگ ها به علت پیامدهای جانبی این اختلال است مانند ایست قلبی ، عدم تعادل الکترولیت ( ترکیب شیمیایی که هادی جریان برق است ) و خود کشی .

در درمان Bulimia هدف اولیه کنترول و یا مهار پرخوری و اصلاح رفتارهایی است که فرد بیمار به خود برای تخلیه شکم تحمیل می کند مانند استفراغ ، روزه و یا رژیم و ورزش سنگین . بهبود تغذیه و مراقبت های حرفه ای و دارو درمانی برای درمان این اختلال استفاده می شوند .

برای کاهش و یا متوقف کردن پرخوری و اصلاح رفتارهای برون ریزی ( تخلیه ی شکم ) ممکن است به بیمار رژیم غذایی داده شود و تحت روان درمانی قرار گیرد . بعضی از داروهای ضد افسردگی مانند Fluoxetine که تنها دارویی است که توسط FDA برای درمان Bulimia مورد تایید قرار گرفته است ، می تواند به بیمارانی که دچار افسردگی و یا اضطراب هستند کمک کند. CBT ( رفتار شناسی درمانی ) برای درمان Bulimia موثر بوده و همچنین نشان داده شده که در تغییر پرخوری و رفتارهای برون ریزی و عادت های غذایی موثر است .

درمان Binge Eating Disorder نیز مانند درمان Bulimia است .Fluoxetine و دیگر داروهای ضد افسردگی می توانند برای بیمار موثر باشند . برای درمان بیماران مبتلا به این اختلال ممکن است از داروهای ضد اشتها نیز استفاده کنند . CBT نیز از گزینه های درمان است .

اختلال دو قطبی

تعریف :

اختلال دو قطبی ( Bipolar Disorder ) که مانند نوعی جنون شناخته می شود ، یک اختلال مغزی است که باعث تغییر غیر عادی حالت ( mood ) ، انرژی ، توانایی و عملکرد فرد می شود . علائم اختلال دو قطبی طاقت فرسا هستند و ممکن است به روابط شخص آسیب برساند . عملکرد ضعیف در مدرسه و یا در محل کار و حتی خودکشی از دیگر پیامدهای اختلال دو قطبی است .

حدود 5.7 میلیون آمریکایی بزرگسال و حدود 2.6 درصد جمعیت 18 سال و به بالا دچار این اختلال هستند . این اختلال معمولا در دوران جوانی و بزرگسالی خود را نشان می دهد . البته در بعضی از مردم علائم اختلال دو قطبی در دوران کودکی و در بعضی دیگر در اواخر عمرشان ظاهر می شود . اختلال دو قطبی عموما به عنوان یک بیماری تشخیص داده نمی شود و مردم ممکن است سالها از آن رنج ببرند و بعدها متوجه شوند که دچار بیماری هستند . این بیماری یک بیماری دراز مدت است .

Bipolar Disorder باعث تغییر چشمگیری در حالت شخص از خشم شدید به افسردگی و یا نا امیدی و سپس بازگشت به حالت اولیه می شود . تغییر شدید در انرژی و رفتار به موازات دیگر تغییرات اتفاق می افتد . این دوره های بالا و پایین ، اپیزود های ( Episode ) هیجان بیش از اندازه و افسردگی نامیده می شوند ( Mania Episode  ، Depression Episode ) .

علائم :

نشانه های هیجان بیش از حد ( Manic Episode ) :

1- افزایش انرژی و فعالیت و بی قراری

2- بسیار خشن ، بسیار مهربان ، بسیار شاد

3- بسیار تحریک پذیر

4- بی قاعده گی در افکار ، تند صحبت کردن ، پریدن از یک ایده به ایده ی دیگر

5- حواس پرتی یا کمبود تمرکز

6- تمایل به بیدار ماندن

7- احساس قدرت و توانمندی غیر واقعی

8- قضاوت ضعیف

9- شوخی و مزاح بیش از اندازه

10- رفتارهایی که با حالت معمول متفاوت است

11- افزایش میل جنسی

12- استفاده از مواد مخدر ( کوکائین ، الکل و داروهای خواب آور )

13- رفتار تحریک آمیز

14- انکار هر چیز خطایی

این علائم زمانی تشخیص داده می شوند که سه تای آنها یا بیشتر در طول روز به مدت یک هفته و بیشتر رخ بدهند و ادامه پیدا کنند .

نشانه های حالت افسردگی ( Depression Episode ) :

1- غم و اندوه پایدار ، دلواپسی ، حس پوچی کردن

2- احساس نا امیدی و بدبینی

3- احساس گناه ، بی ارزشی و بی چارگی

4- از دست دادن علاقه و لذت نسبت به کارهایی که قبلا لذت بخش بوده مانند سکس

5- کاهش انرژی و احساس خستگی

6- عدم تمرکز ، فراموشی و نا توانی در تصمیم گیری

7- بی قراری و پرخاشگری

8- خواب بیش از حد یا بی خوابی

9- تغییر در اشتها ، کاهش یا افزایش وزن

10- درد مزمن و یا دیگر علائم مزمن بدنی که مربوط به بیماری خاص یا جراحت نیستند

11- فکر کردن به مرگ یا خودکشی یا اقدام به آن

این علائم زمانی تشخیص داده می شوند که پنج تای آنها یا بیشتر ، در اکثر مدت روز و برای یک دوره ی دو هفته ای یا بیشتر ادامه پیدا کنند .

یک مرحله ی ملایم از Mania ، جنون خفیف ( Hypomania ) نامیده می شود . Hypomania به شخصی که آن را تجربه می کند احساس خوبی می دهد و حتی ممکن است با عملکرد خود و بالا بردن بازده ی فرد همراه شود . بنابراین زمانی که خانواده یا دوستان فرد متوجه می شوند که این تغییرات ممکن است به علت اختلال دو قطبی باشد ، شخص آن را انکار می کند . به هر حال بدون درمان صحیح و به موقع ، Hypomania می تواند به جنون شدید ( Mania )  تبدیل شود و در بعضی مردم می تواند به افسردگی منجر شود .

بعضی اوقات ، اپیزودهای جنون و افسردگی شامل علائم روان پریشی می شود . اغلب ، علائم روان پریشی شامل توهم ( شنیدن ، دیدن و حس کردن چیزهایی که واقعا آنجا نیستند ) ، هذیان ( اعتقاد و باور شدید به چیزی که صحت ندارد ) می شود . علائم روان پریشی در اختلال دو قطبی بازتاب حالت شخص در آن زمان است . برای مثال هذیان بزرگنمایی ( خود را به عنوان رییس جمهور و یا یک قدرت اجتماعی فرض کردن ) ممکن است در حالت Mania رخ دهد و هذیان بی ارزشی ( خود را بی پول و فقیر فرض کردن و یا خود را مسئول جنایت دانستن ) ممکن است در حالت Depression رخ دهد . افرادی که دچار اختلال دو قطبی هستند و علائم بالا را نیز دارند ممکن است به اشتباه به عنوان مبتلا به Schizophrenia و یا دیگر بیماری های شدید مغزی تشخیص داده شوند .

می توان حالات مختلف اختلال دو قطبی را مانند یک طیف در نظر گرفت . به طوری که قسمت زیرین آن افسردگی شدید است و در بالای آن افسردگی ملایم و پس از آن افسردگی کوتاه مدت و گذرا قرار دارد . در بالای این مرحله حالت نرمال و حد وسط فرد قرار دارد . بعد از آن مرحله ی Hypomania و در بالا ترین قسمت این طیف جنون شدید جای دارد .

در بعضی از مردم علائم Mania ( جنون ) و Depression ( افسردگی ) می تواند با هم رخ دهد که به این حالت Mixed Bipolar می گویند . علائم Mixed Bipolar اغلب شامل سراسیمگی ، مشکل در خوابیدن ، تغییر قابل توجه در اشتها ، روان پریشی ( توهم و هذیان ) و افکار خودکشی گرایانه است . یک شخص ممکن است احساس اندوه و نا امیدی شدید بکند و در حالی که در همان زمان احساس قدرت و نیرومند بودن هم بکند .

اختلال دو قطبی معمولا با دیگر مشکلات و بیماری های روانی ظاهر می شود . مانند مصرف الکل و مواد مخدر ، عملکرد ضعیف در مدرسه یا محل کار و تیره شدن روابط فرد با دیگران .

بعضی از مردم با اختلال دو قطبی به خودکشی تمایل نشان می دهند . هر کسی که به خود کشی فکر میگند به توجه و مراقبت بی درنگ نیاز دارد . هر کسی که از خودکشی صحبت می کند را باید جدی گرفت . خطر خودکشی با حاد شدن روند بیماری بوجود می آید . بنابراین تشخیص به موقع و آموزش بهترین راه برای اداره ی بیماری می تواند خطر مرگ و خود کشی را کاهش دهد .

اغلب مردمی که دچار اختلال دو قطبی هستند ، در میان اپیزودها ( یعنی درحالت نرمال ) علائم در آنها وجود ندارد . ولی در حدود یک سوم مردم علائم در هر حالتی خود را نشان می دهند و در درصد کمی از مردم علائم مزمن و همیشگی هستند ، حتی با وجود درمان .

بیماری در حالت کلاسیک خود شامل اپیزودهای جنون و افسردگی است . به این حالت Bipolar I Disorder (اختلال دو قطبی 1 ) می گویند . بعضی از مردم هرگز به جنون شدید ( Mania ) دچار نمی شوند در غوض آنها دچار اپیزودهای جنون خفیف ( Hypomania ) هستند که مرتبا با افسردگی در حال تعویض است . به این حالت Bipolar II Disorder (اختلال دو قطبی 2 ) می گویند . زمانی که چهار تا و یا بیشتر از چهار تا از اپیزودهای بیماری برای یک دوره ی 12 ماهه رخ دهد ، شخص به Rapid Cycling Bipolar Disorder دچار است .

اختلال دو قطبی در کودکان و نوجوانان :

هم کودکان و هم نوجوانان می توانند به اختلال دو قطبی دچار شوند . این اختلال در کودکانی که پدر یا مادرشان نیز به این بیماری دچارند ، شایع تر است . کودکان و نوجوانان بر خلاف بسیاری از بزرگسالان که اپیزودهایی واضح و آشکار دارند ، اغلب بسیار سریع از جنون به افسردگی و برعکس تغییر حالت می دهند . و این اتفاق به دفعات در طول روز تکرار می شود . کودکان با Mania بیشتر رفتار تحریک آمیز و مخرب از خود نشان می دهند تا رفتار شادمانه .

تمایز اختلال دو قطبی در کودکان و نوجوانان از دیگر بیماری ها کار بسیار دشواری است . برای مثال کج خلقی و رفتار تجاوز کارانه می تواند از علائم اختلال دو قطبی باشد در حالی که این علائم می تواند نشانه های بیماری های دیگر مانند کمبود توجه ( Attention-Deficit Hyperactivity Disorder ) ، اختلال رفتاری ( Conduct Disorder ) و یا دیگر اختلال های مغزی که در بزرگسالان شایع است مانند افسردگی شدید یا شیزوفرنی باشد .  

حالتهایی که ممکن است با اختلال دو قطبی همراه شود :

استفاده از الکل و مواد مخدر در میان افراد مبتلا به این اختلال بسیار شایع است . Anxiety Disorders ( اختلال های اضطرابی ) مانند PTSD و OCD ممکن است با اختلال دو قطبی همراه شود .

علت ها :

دانشمندان در حال بررسی عواملی هستند که امکان دارد باعث اختلال دو قطبی شوند . اکثر آنها عقیده دارند که یک دلیل واحد برای اختلال دو قطبی وجود ندارد بلکه بسیاری از عوامل با همدیگر باعث بروز این اختلال می شود .

چون اختلال دو قطبی به صورت سلسله وار در خانواده ها دیده می شود ، محققان به دنبال ژن مخصوصی هستند که شاید باعث افزایش شانس فرد به مبتلا شدن به این اختلال باشد . اما ژن ها نمی توانند تنها دلیل باشند . مطالعات روی دوقلوهای همسان نشان می دهد که به غیر از ژن ها دیگر عموامل هم در اختلال دو قطبی نقش دارند .اگر این اختلال تنها مربوط به عوامل ژنتیکی بود ، در نتیجه پدر و مادرانی که این بیماری را دارند ، می بایست همواره آن را به دوقلوهای همسان خود انتقال دهند در صورتی که چنین نیست اما اگر یکی از دوقلوها به این اختلال دچار باشد احتمال دچار شدن آن یکی نیز بیشتر می شود .

به علاوه ، یافته ها نشان می دهد که اختلال دو قطبی مانند دیگر بیماریهای مغزی تنها به علت وجود یک ژن نیست . بلکه ترکیب بسیاری از ژنها و عوامل مختلف مانند محیط زندگی فرد ، باعث این بیماری می شود . پیدا کردن ژن هایی که باعث اختلال دو قطبی می شوند کار بسیار دشواری است اما دانشمندان امیدوارند که به لطف دستگاه های تحقیقاتی پیشرفته بتوانند این ژن ها را کشف کنند و درمان بهتری را برای اختلال دو قطبی بیابند .

درمان : 

اکثر مردمی که دچار اختلال دو قطبی هستند ، حتی آنهایی که در حالت های حاد و شدید این اختلال قرار دارند با درمان مناسب می توانند بیماری خود را بهبود نمایند . از آنجا که اختلال دو قطبی یک بیماری بازگشت پذیر است ، غالبا درمان آن بصورت طولانی مدت انجام می شود . برای درمان این اختلال از ترکیب دارو درمانی و روان درمانی که بهترین راه برای مهار این بیماری است استفاده می شود .

داروها :

داروهایی که به تثبیت نگه دارنده ی حالت معروفند ، معمولا برای درمان اختلال دو قطبی استفاده می شوند . عموما درمان با این داروها برای چندین سال ادامه پیدا می کند . و در این مدت اگر لازم شد دیگر داروها نیز اضافه می شود .

لیتیوم ( Lithium ) اولین داروی ثابت نگه دارنده ی حالت بود که توسط اداره ی کل غذا و داروی ایالات متحده آمریکا ( FDA ) مورد تایید قرار گرفت . لتیوم در اغلب موارد در کنترول Mania و جلوگیری از تکرار اپیزودهای جنون و افسردگی بسیار موثر است .

همچنین داروهای ضد تشنج ( AntiConvulsant ) مانند Valproate یا Carbamazepine می توانند اثر ثابت نگه دارندگی را داشته باشند و مخصوصا برای درمان های سخت اختلال دو قطبی مفید هستند . Valproate در سال 1995 مورد تایید FDA قرار گرفت . داروهای نسبتا جدید ضد تشنج مانند Lomotrigine و Gabapentin و Topiramate بیشتر برای درمان ترجیح داده می شوند . داروهای ضد تشنج برای حداکثر نتیجه گیری ممکن است با لیتیوم و یا با همدیگر ترکیب شوند .

کودکان و نوجوانان که به اختلال دو قطبی دچار هستند ، عموما با لیتیوم درمان می شوند . اما از Valproate و Carbamazepine نیز گهگاه استفاده می شود . محققان در حال سنجیدن ایمنی و تاثیرگذاری داروها بر روی کودکان و نوجوانان هستند . شواهدی وجود دارد که نشان می دهد Valproate می تواند در دخترهای جوان ( از 13 تا 19 سالگی ) تغییرات مضر هورمونی ایجاد کند .

همچنین استفاده از داروهای نگه دارنده ی حالت برای خانم هایی که قصد حامله شدن را دارند و یا حامله هستند می تواند خطرناک باشد .

افرادی که با داروهای ضد افسردگی مورد درمان قرار می گیرند ، در خطر تغییر حالت به سوی Mania و یا Hypomania هستند . بنابراین معمولا برای درمان اختلال دو قطبی از این داروها استفاده نمی شود . و اگر هم استفاده شود با ترکیبی از داروهای نگه دارنده ی حالت مورد استفاده قرار می گیرند . عمومی ترین داروهایی که امروزه استفاده می شوند Lithium  و Valproate هستند . البته تحقیقات برای بدست آوردن داروهای جدیدتر و موثرتر ادامه دارد .

استفاده از داروهای ضد روان پریشی ( Antipsychotic ) مانند Clozapine و Ziprasidone به عنوان درمان برای اختلال دو قطبی در حال بررسی هست . و تحقیقات نشان می دهد Clozapine می تواند برای کسانی که به لیتیوم و داروهای ضد تشنج جواب نمی دهند موثر باشد .

در مواقعی که اختلال دو قطبی با بی خوابی ( Insomnia ) همراه باشد از داروهای قدرتمند گروه Benzodiazepine مانند Clonazepam یا Lorazepam استفاده می شود . اما به علت اعتیاد آور بودن این داروها ، معمولا از آنها برای دوره های کوتاه مدت استفاده می شود . دیگر داروهای مسکن مانند Zolpidem نیز گاها مورد استفاده قرار می گیرد .

عملکرد تیروئید :

اکثر مردمی که دچار اختلال دو قطبی هستند ، غده ی تیروئید آنها عملکرد غیر عادی دارد . زیاد یا کم بودن هورمون غده ی تیروئید به تنهایی می تواند باعث تغییر در انرژی و حالت شود . بنابراین نظارت دقیق پزشک روی عملکرد غده ی تیروئید بسیار مهم است .

بعضی از مردم در کنار درمان برای اختلال دو قطبی نیاز به قرص های تیروئید دارند . لیتیوم نیز در بعضی از موارد باعث کاهش میزان هورمون تیروئید می شود . به همین دلیل گاها به مکمل های تیروئید نیاز است .

عوارض جانبی داروها :

بعضی از عوارض جانبی می تواند شامل افزایش وزن ، تهوع و اضطراب ، رعشه و لرزش ، کاهش میل جنسی ، ترس و نگرانی ، ریزش مو ، مشکلات حرکتی و خشک شدن دهان باشد . در صورت وجود هر یک از این علائم با پزشک خود صحبت کنید چرا که ممکن است او دوز یا نوع دارو را عوض کند .

روان درمانی :

روش های مختلف روان دروانی توام با دارو درمانی می تواند موثر باشد به این شرط که بیمار و خانواده اش تحت حمایت و آموزش و راهنمایی قرار گیرند . تحقیقات موجود نشان می دهد که روان درمانی می تواند در ثبات حالت و بهبود عملکرد فرد در شرایط مختلف موثر باشد .

از روش های روان درمانی که برای درمان اختلال دو قطبی استفاده می شود می توان به رفتار شناسی درمانی ، آموزش دادن به بیمار ، خانواده درمانی و تکنیک های جدیدتر مانند میان فردی درمانی اشاره کرد .

رفتار شناسی به بیمار کمک می کند تا بتواند افکار و رفتار بی مورد و منفی مربوط به بیماری خود را کنترول کند .

آموزش دادن به بیمار باعث می شود تا بیمار در مورد بیماری خود و روند درمان بیشتر آگاهی پیدا کند .

خانواده درمانی برای کاهش میزان اندوه و پریشانی در خانواده استفاده می شود .

میان فردی درمانی به بیمار کمک می کند که روابط خود با دیگران را بهبود ببخشد و به روال عادی زندگی برگردد . انجام فعالیت های عادی روزانه و خواب منظم و به موقع باعث کاهش اپیزودهای جنون آمیز می شود .

درمان با تشنج برق ( ECT ) :

در شرایطی که دارو درمانی و روان درمانی یا ترکیب هر دو در روند بهبود بیماری بی اثر و یا کم اثر باشد و نتوان مانع علائمی مانند روان پریشی و میل به خود کشی شد ، ممکن است از درمان با تشنج برقی استفاده شود . همچنین این شیوه ی درمان در مواردی که داروها برای بیمار خطرناک باشد مانند شرایط حاملگی ، مورد استفاده قرار می گیرد . ECT در درمان اپیزودهای شدید افسردگی و جنون و یا ترکیب این دو بسیار موثر است . این نوع درمان امکان بروز مشکلات حافظه ای را بسیار کاهش می دهد .

فهمیدن این موضوع که اختلال دو قطبی یک بیماری دراز مدت است و درمان ندارد بسیار مهم است . حفظ درمان حتی در مدتی که اپیزودها وجود ندارند می تواند بیماری را تا حدی تحت کنترول در آورد و احتمال بازگشت آن را کاهش دهد .